خیلی وقته می خواستم در باره یکی ازاصول مهم دین بنویسم که نمی شد که خدا را شکر امروز بعد از مدتی دست به کیبورد بردیم خواستم عرض ادبی کنیم خدمت ارباب . که بگیم اگر ما دور از شما هستیم ولی محب شما و مغبض دشمنان شما هستیم . نمی تونم بگم که من شیعه هستم چون نه جرءات این حرفو دارم و نه لیاقت این اسم و نام را فقط می تونم بگم که من یکی از محبان شما هستم و مبغضین دشمنان شما
امروز یک سری حدیث و نفل قول از کتب شیعه و سنی در آوردم که سندی برای ملعون بودن و لعن و لعن کردن بر دو شخص ملعون که جای هیچ شبه و شکی نماند
1 - حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام فرمودند : کمال دین، ولایت ما و برائت از دشمن ما است.( بحارج27ص58حدیث19)
قال الصادق علیه السلام هر کس در کفر دشمنان ما و کسانی که به ما ظلم کردند شک داشته باشد پس خودش کافراست (اعتقادات صدوق باب اعتقاد فی الظالمین ص 103بحار ج8 ص336 وج 27ص62)
2. قال الصادق علیه السلام : کسی که نفهمد و نشناسد آنچه را که برما وارد شد از ظلمی که به ماشد و گرفتن حق ما و ...پس او شریک با ظالمین ما است . (عقاب الأعمال صدوق باب عقاب ناصب ح6، بحار ج8 ص366و ج27 ص55 ح11)
3.ابی حمزه ثمالی از علی بن الحسین علیه السلام در مورد دو خبیث سؤال کرد؛
فقال :‹‹ کافران، کافرّ من تولاهما›› فرمود: هر دو کافرند و هر کسی آن دو را دوست بداردکافر است . (تقریب المعارف ابی صلاح حلبی ص244 و بحار ج 69ص128 باب 101 کفرمخالفین)
4.حضرت ابولؤلؤ رضوان الله تعالی علیه همین بس که نفرین صدیقة طاهره فاطمة زهرا سلام الله علیها به عمرلعنة الله علیه در موقعی که ورقة فدک را پاره کرد به دست آن بزرگوار مستجاب شد
شرحی بر زندگی ابولؤلؤ فیروز ملقب به بابا شجاع الدین نهاوندی الأصل
در تمام دوران بشریت ایرانیان حرف اول اقتدار سر بلندی و زیرکی را می زدندد : می تونیم زیرکی یک کاشانی را در زمان امیر المومنین بینیم
عمر گور خود را با حماقت خود کند !
ابولؤلؤ طی نامه ای به عمرلعنة الله علیه نوشت: جزای کسی که مولایش را عصیان کند و ملک مولایش را غصب کند وخانم مولایش را بزند چیست؟
پس عمر لعنة الله علیه نوشت: به درستی که قتل چنین کسی واجب است.
وقتی ابولؤلؤ مواجه با اوشد تا او را به هلاکت رساند به اوفرمود: چرا عصیان مولا امیرالمؤمنین علیه السلام کردی؟ آنگاه ضربه های پی در پی به پیکر نجس عمر وارد می کرد و او را لعن می نمود. (طریق الارشاد ص 456)( بماند با چاقوی لبه و ضخیمی )
* درمیان شیعه معروف است که ابولؤلؤ بعداز زخم زدن آن نابکار به خدمت امیرالمومنین علیه السلام آمده و قتل عمر را نقل نمود. آن حضرت به اعجاز، او را به کاشان فرستاد و دختر قاضی کاشان را به او دادند و از او فرزندان صالحی به هم رسید . (شاخه طوبی ص107از مرحوم محدث نوری صاحب مستدرک الوسائل استاد محدث قمی صاحب مفاتیح الجنان)
مطالب ذیل اشارة مختصری است به شخصیت مدافع ولایت امیر المؤمنین علیه السلام ، حضرت ابولؤلؤ رضوان الله تعالی علیه گر چه برای مؤمنین و محبین امیر المؤمنین علیه السلام ، شبهه ای در عظمت حضرت بابا شجاع الدین نیست. اما چون تاریخ به دست دشمنان اهل بیت و غاصبین خلافت الهی بوده، لذا همة حقایق مٍن جمله شخصیت حضرت ابولؤلؤ اعلی الله مقامه را تحریف نموده اند. وقتی عمر لعنة الله علیه توسط حضرت ابولؤلؤ ضربت خورد گفت: خدا را شکر که قاتل من سر به سجدة حق نگذاشت و مجوسی و کافر است. معاویه لعنة الله علیه گفت: ابولؤلؤ کافر و مجوسی بوده است. ذهبی و دیگر پیروان عمرلعنة الله علیه گفته اند: ابولؤلؤ کافر و مجوسی بوده… و متأسفانه این مطالب در میان بعضی از افراد جاهل رسوخ یافته است؛ لذا مطالب ذیل با ذکر آدرس برای رفع شبهه از افراد جاهل و نور چشمی برای مؤمنین است. 2- احمد بن اسحاق قمی درفضیلت 9 ربیع الأول نقل کرد که حذیفه گفت: پس خداوند تبارک وتعالی مستجاب فرمود (بحار ج 31- ص 122 به بعد)
3ـ ابولؤلؤ فیروز ملقب به بابا شجاع الدین نهاوندی الأصل: او از بزرگان مسلمین ومجاهدین بلکه ازخالصترین پیروان امیرالمومنین علیه السلام است(ریاض العلما،ج5ص507 باب لام، سفینه البحارج7ص561 ماده لؤلؤ)
را به کاشان رسان
انشالله در آینده خیلی نزدیک از شجره دومی و نحوه به فنا رفتن آن دومی مینویسیم
التماس دعا
یا علی
