تبليغاتX
بیان حقیقت ها
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین لا سیما بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین لا سیما الجبت و الطاغوت

خیلی وقته می خواستم در باره یکی ازاصول مهم دین بنویسم که نمی شد که خدا را شکر امروز بعد از مدتی دست به کیبورد بردیم خواستم عرض ادبی کنیم خدمت ارباب . که بگیم اگر ما دور از شما هستیم ولی محب شما و مغبض دشمنان شما هستیم . نمی تونم بگم که من شیعه هستم چون نه جرءات این حرفو دارم و نه لیاقت این اسم و نام را فقط می تونم بگم که من یکی از محبان شما هستم و مبغضین دشمنان شما
امروز یک سری حدیث و نفل قول از کتب شیعه و سنی در آوردم که سندی برای ملعون بودن و لعن و لعن کردن بر دو شخص ملعون که جای هیچ شبه و شکی نماند

1 - حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام فرمودند : کمال دین، ولایت ما و برائت از دشمن ما است.( بحارج27ص58حدیث19)
قال الصادق علیه السلام هر کس در کفر دشمنان ما و کسانی که به ما ظلم کردند شک داشته باشد پس خودش کافراست (اعتقادات صدوق باب اعتقاد فی الظالمین ص 103بحار ج8 ص336 وج 27ص62)

2. قال الصادق علیه السلام : کسی که نفهمد و نشناسد آنچه را که برما وارد شد از ظلمی که به ماشد و گرفتن حق ما و ...پس او شریک با ظالمین ما است . (عقاب الأعمال صدوق باب عقاب ناصب ح6، بحار ج8 ص366و ج27 ص55 ح11)

3.ابی حمزه ثمالی از علی بن الحسین علیه السلام در مورد دو خبیث سؤال کرد؛
فقال :‹‹ کافران، کافرّ من تولاهما›› فرمود: هر دو کافرند و هر کسی آن دو را دوست بداردکافر است . (تقریب المعارف ابی صلاح حلبی ص244 و بحار ج 69ص128 باب 101 کفرمخالفین)

4.حضرت ابولؤلؤ رضوان الله تعالی علیه همین بس که نفرین صدیقة طاهره فاطمة زهرا سلام الله علیها به عمرلعنة الله علیه در موقعی که ورقة فدک را پاره کرد به دست آن بزرگوار مستجاب شد


شرحی بر زندگی ابولؤلؤ فیروز ملقب به بابا شجاع الدین نهاوندی الأصل

در تمام دوران بشریت ایرانیان حرف اول اقتدار سر بلندی و زیرکی را می زدندد : می تونیم زیرکی یک کاشانی را در زمان امیر المومنین بینیم

عمر گور خود را با حماقت خود کند !

ابولؤلؤ طی نامه ای به عمرلعنة الله علیه نوشت: جزای کسی که مولایش را عصیان کند و ملک مولایش را غصب کند وخانم مولایش را بزند چیست؟

پس عمر لعنة الله علیه نوشت: به درستی که قتل چنین کسی واجب است.

وقتی ابولؤلؤ مواجه با اوشد تا او را به هلاکت رساند به اوفرمود: چرا عصیان مولا امیرالمؤمنین علیه السلام کردی؟ آنگاه ضربه های پی در پی به پیکر نجس عمر وارد می کرد و او را لعن می نمود. (طریق الارشاد ص 456)( بماند با چاقوی لبه و ضخیمی )
* درمیان شیعه معروف است که ابولؤلؤ بعداز زخم زدن آن نابکار به خدمت امیرالمومنین علیه السلام آمده و قتل عمر را نقل نمود. آن حضرت به اعجاز، او را به کاشان فرستاد و دختر قاضی کاشان را به او دادند و از او فرزندان صالحی به هم رسید . (شاخه طوبی ص107از مرحوم محدث نوری صاحب مستدرک الوسائل استاد محدث قمی صاحب مفاتیح الجنان)

مطالب ذیل اشارة مختصری است به شخصیت مدافع ولایت امیر المؤمنین علیه السلام ، حضرت ابولؤلؤ رضوان الله تعالی علیه گر چه برای مؤمنین و محبین امیر المؤمنین علیه السلام ، شبهه ای در عظمت حضرت بابا شجاع الدین نیست. اما چون تاریخ به دست دشمنان اهل بیت و غاصبین خلافت الهی بوده، لذا همة حقایق مٍن جمله شخصیت حضرت ابولؤلؤ اعلی الله مقامه را تحریف نموده اند. وقتی عمر لعنة الله علیه توسط حضرت ابولؤلؤ ضربت خورد گفت: خدا را شکر که قاتل من سر به سجدة حق نگذاشت و مجوسی و کافر است. معاویه لعنة الله علیه گفت: ابولؤلؤ کافر و مجوسی بوده است. ذهبی و دیگر پیروان عمرلعنة الله علیه گفته اند: ابولؤلؤ کافر و مجوسی بوده… و متأسفانه این مطالب در میان بعضی از افراد جاهل رسوخ یافته است؛ لذا مطالب ذیل با ذکر آدرس برای رفع شبهه از افراد جاهل و نور چشمی برای مؤمنین است. 2- احمد بن اسحاق قمی درفضیلت 9 ربیع الأول نقل کرد که حذیفه گفت: پس خداوند تبارک وتعالی مستجاب فرمود (بحار ج 31- ص 122 به بعد)
3ـ ابولؤلؤ فیروز ملقب به بابا شجاع الدین نهاوندی الأصل: او از بزرگان مسلمین ومجاهدین بلکه ازخالصترین پیروان امیرالمومنین علیه السلام است(ریاض العلما،ج5ص507 باب لام، سفینه البحارج7ص561 ماده لؤلؤ)
را به کاشان رسان

انشالله در آینده خیلی نزدیک از شجره دومی و نحوه به فنا رفتن آن دومی مینویسیم
التماس دعا
یا علی
+ نوشته شده توسط محب در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 16:13 |
بینش اهل حقیقت چو حقیقت بین است .... در تو بینند حقیقت که حقیقت اینست
نیست چشم دگران سوی حقیقت نگران.....ورنه آنراست حقیقت که چنین آئینست
من اگر جاهل گمراهم اگر شیخ طریق....قبله ام روی حسین است و همینم دینست
او جو بینای حـــقیقت بود از دیده من .... بـــحـقیقت که مرا چشم حـــقیقت بینست
سجده بر نور خدا در گل آدم نکند .... چشم شیطان لعین چون نظرش برطــینست
ذات لایدرک حقرا که کند درک بصر ............ آنچه را ادراک کنند اهل بصیرت اینست
بوده پیش از گل من سرخوش جامش دل من....مستی ما زحقیقت ز می دیرین است
نور او مبدء من بود و معادم همه اوست . . . . . . . قصه باز پسینم خبر پیشین است
شب دو شینه مرا چشم چو بر چشم تو بود ..... روز میعاد مرا چشم شب دوشین است
نه همه روی تو در خواب چراغ دل ماست ....هر شبم نور تو شمعیستکه بر بالین است
پرتو مهر رخش مینگرم در همه کس....زان مرا با همه کس مهرونه باکس کینست
ما سوای عاشق رنگند سوای تو حسین ....که جبیم و کف از خون سرت رنگینست
خردلی باغمت را دل عالم نکشد.... آه از این بار امانت که عجب سنگین است
فرقت روی تو از خلق جهان شادی برد ...هر که را دیده بیناست دل غمگین است
پیکرت مظهر آیات شد از ناوک تیر ... بدنت مصحف و سیمات مگر یاسین است
یادم از پیکر مجروح تو آید همه شب ...تا دم صبح که چشمم برخ پروین است
در ضمیرم سرسیمین تو در طشت طلا ...تا بکام نظرم طشت فلک زرین است
باغ عشق است مگر معرکه کرب و بلا .... که زخونین کفنان غرق گل و نسیرین است
بوسه زده خسرو دین بردهن اصغر و گفت ... دهنت باز ببوسم که لبت شیرین است
شیر دل آب کند بیند اگر کودک شیر .... جای شیرش بگلو آب دم زوبین است
از قفا دشمن و اطفال تو هرسو بفرار .... چون کبوتر که بقهر از پی او شاهین است
در خم طره اکبر دل لیلا میگفت .... سفرم جانب شام و وطنم در چین است
دختری را به که گویم که سر نعش پدر .... تسلیت سیلی شمر و سر نی تسکین است
میکشد غیرت دینم که بگویم بامم ... این جفا برنبی از امت بی تمکین است
--------------------------- گر (فواد) از غم عشق تو غنی شد چه عجب
-----------------------------عشق سلطان غنی گنج دل مسکین است
+ نوشته شده توسط محب در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 8:28 |
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي؟!
به ياد اوني كه همه به يادشن اما هيچكس به يادش نيست.
همه با سلام شروع ميكنن و سلام براشون يه عادت شده ولي ما رسممون عادت شكني چون به قول يه بزرگي بچه مومن به هيچي عادت نميكنه چون عادت يه نوع اعتياد يا يه نوع احتياج به غير و مومنين به هيچي جز او دل نميبنده و معتاد هيچكس نميشه جز اوني كه همه تو عالم دوستش دارن اما فقط براي نيازهاي خودشون و در اصل هيچكس دوستش نداره، به هرحال
هركي در اين بزم مقرب تر است /// جام بلا بيشترش ميدهند
حسين چه كلمه و واژه‌ي زيبايست و زيباتر از اين خلقي وجود ندارد شايد اين جمله قابل درك نباشد يا نامفهوم باشد ولي حقيقتي بيش نيست و كسي در اين بزم از حسين مقرب تر نيست.
از اصل نامه دور نشويم به راستي تا به حال فكر كرده ايم به خاطر چه و چرا خلق شده‌ايم؟!
بياييد مثالي بزنيم؛ از اصفهان قصد آمدن به تهران را داريم پس هدف ما رسيدن به تهران است و از جاده‌هاي فراواني ميتوانيم به تهران بيايم اما انسان عاقل كسي است كه نزديكترين و بهترين و امن ترين جاده را انتخاب كند پس هدف و راه مشخص است؛ به ما ميگويند 6 ساعت فرصت داريد خود را به تهران برسانيد اگر رسيديد، موفق شده اي وگرنه عواقب دير رسيدن با خودتان است و مسلماً عواقبي سخت در انتظار كساني است كه دير برسند يا بهتر بگوييم كساني كه مدت زمان 6 ساعت آنها تمام شود ولي به هدف نرسيده و در جاده مانده باشند و آنهايي كه به موقع و سريع ميرسند ضيافتي در تهران به پاست كه بهترين مردم را در بهترين مكانها جمع و مدت زمان طولاني در اين ضيافت خواهيد بود ضيافتي وصف ناپذير كه تمام زيباييهايي را كه در اين راه براي رسيدن به هدف ميبينيد مانند قطره‌اي نسب به اقيانوسي كه ساحلي ندارد پس عاقلين آنهايي هستند كه در اين شش ساعت خود را درگير نميكنند و فقط به فكر رسيدن به هدف ميباشند شايد در راه باغهاي زيادي و روخانه‌هاي زيبايي ببينند اما خود را مشغول و سرگرم نميكنند چون ميدانند كه اگر واقعا هم اطراق در اين مكانها لذت بخش باشد ولي ارزش ندارد كه ضيافتي كه در هدف است را فداي 6 ساعت ناقابل بكنند و سرگرم نميشوند شايد سختي هم بكشند اما اميد به رسيدن قوتي وصف ناپذير به آنها ميدهد ميروند تا برسند.
انسان چقدر كوته بين بايد باشد كه در راه خود را مشغول كند و غافل و درمانده شود هنگامي كه مي بيند مدت زماني كه به او داده اند تمام شده است و هيچ كاري ديگر نميتواند بكند.
فكر مي كنم مثال بسيار واضح و مبرهن بود و ديگر نيازي به تفسير و توضيح آن نباشد.
پيامبر اكرم اسلام فرموده‌اند: ملت من در آخر زمان 72 فرقه مي‌شوند كه تنها يك از اين فرق رستگار مي‌شوند.
تنها اشتباه ما اين است كه از اصل خود رها شده‌ايم هيچ نوزادي به دنيا نيامده و نخواهد آمد كه هنگام تولد خود بخندد اين آمدن به اختيار ما نبوده و رفتن ما هم به اختيار خودمان نيست پس بياييم هنگام رفتن گريان نباشيم، اين كه ديگر در اختيارمان هست!
كنار جوي نشين و گذر عمر ببين
تا هم‌اكنون كه عمر كرده‌يم آيا فهميديم كه چگونه گذشت؟ فقط خاطراتي مانده كه شايد به ياد آوردن آنها ما را خوشحال يا ناراحت كند.
پس بياييم حتي براي يك لحظه‌ي كوتاه هم شده از تعصبات و از تمام عقايدمان دست برداريم و فكر كنيم كه واقعاً علت به دنيا آمدن ما چيست؟؟؟
امام صادق به شخصي كه به قيامت ايمان نداشت فرمودند: اگر گفته‌ي شما درست باشد و بعد از اين دنيا قيامتي نباشد ما ضرري نكرديم و كاري نبود در اين دنيا كه انجام نداديم و در قبال انجام ندادن آن ناراحت شده باشيم اما اگر به عقيده‌ي ما قيامتي باشد بدا به حال شما!
همه هست آرزويم كه ببينم از تو روي
چه زيان تو را كه من هم برسم به آرزويي

+ نوشته شده توسط محب در سه شنبه هشتم اسفند 1385 و ساعت 20:14 |

 

راستش الان نظر شما را دیدم (پرنده ) واقعا درست می گوید که آثار حق همه جا هست ولی ما خودمونو میزنیم به اون راه و اونارو نادیده میگیریم!

خب ........

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و
خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن
گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."

شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریک هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: "شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریک که در نبود نور می آید.
آن شاگرد کوچک آلبرت انیشتین بود.

بله شيطان آنجاست که وجود ما از خدا دور ميشود تا به شيطان و گناه نزديکتر شود. مفهوم شيطان را خود ما خلق ميکنيم و بستر آن بی خدايی است

یا به گفته پرنده آثار حقیقت هست همه جا هم هست ولی ما خودمونو میزنیم به اون راه و اونارو نادیده میگیریم!

+ نوشته شده توسط محب در دوشنبه سی ام بهمن 1385 و ساعت 7:38 |

چند هفته پیش داشتیم با یکی از دوستان مسیحیم سر مشکلات روزانه و جهانی صحبت می کردیم خیلی جالب بود که از دین حق یا ولایت علی ابن ابی طالب یا به گفته ای از شیعه هیچ چیز نمی دونست فقط می دونست که این گروه گمراهی هست و خیلی خطرناک است برای مطالعه و تحقیق  بخاطرهمین در تمام اعتقادات وادیان مرور کرده بود بجز شیعه شناسی

He said that as long as u said Islam & quran is main and completed religion , however there are a lot of problem on that

You are always talk about Allah and the way of theology but Christianity is much more stronger because if some thing happening in world the god cannot come and solve it (coz is not fair ) the source of power and the weakness on different base …. Instance happening of Iraq philistine Afqanestan and…..

So should be some one on the religion that able 2 solve this problem and save the world in same body same power same attitude …. So far there is some one we calling Jesus in Christ that he will come later and save the world

تا اینو گفت . ازش پرسیدم ایا شما دین اسلام دقیق دیدی ؟که میگی خیلی مشکل دارده ؟ گفتش بله خودم از 1000 نفر پرسیدم و دیگر هم نمی پرسم چون من به هر مسلمی گفتم گفت اصلا ما کسی را به نام منجی یا از این حرفها نداریم ما فقط یه پیغمبر و4 خلیفه داریم و چیزی به نام مسیح هم وجود خارجی نداره دین من هم مضحکه کردند

بش گفتم از شیعه و محبین اهل بیت شنیدی؟( خیلی رک گفتش) این گروه کافر گمراه مالزی و ایران و............

بش گفتم اره ولی می خوام برات بگم که قضیه چی هستش ... این شیعیان 12 تا امام داردند و امام اخری آنها کسی هست به نام امام مهدی که نه به اون صورت شبیه حضرت عیسی باشد ولی شباهتهای به هم دارند

تا اینو گفتم قیافش عوض شد ... گفتم که ما همیشه در اسلام حرف از دین و خدا می زنیم و ایین زندگی و مطمئانم که اگر مشکلی یا جنگی رخ داده از بالا کنترل می کند.... راستی ما به یه چیزی اعتقاد داریم  ... خدا هیچ وقت پا نمیشه بیاد پاین یکی رو نابود کنه یا یکی رو هدایت و رهبری کند..

یکی از اسمای منجی اسلام وجه الله یعنی به کل شبیه خدا و وجه صورت خداست ...... به این معنا نیست که 2 تا خدا هست  یکی و یکی و یک خدا است ولی او وحج خداست

و اگر تو حتی در دین بودا بنگری متوجه میشوی که آنها کسی به نام منجی دارند .. که گفته اند در آخر زمان کسی به نام کاتولک با اسبی سفید و شمشیر به دست می اید و زمین را پر از عدل داد میکند !

ازم پرسید خوب اگه انیهارو درست می گی خب چرا می گن شیعه دین حق نسیت دین کافران و ....

گقتم بعضی ها می خوان این دین حق، ولایت  که مکتبش اهل بیت هست از بین بیرند بخاطر همین خیلی تبلیغت سوء می کنند ( که انشالله برات می گم )..........

 

+ نوشته شده توسط محب در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 13:52 |
همیشه فکر می کردم که معنای این گریه برای حسین چی هستش! برای  مصائب؟ برای کنایه از کربلا؟ یا همیشه می گفتند که این گریه فقط برای مصائب ابا عبدالله هست

ولی اینها نیست !

گریه موجودات بر اباعبدالله  نه مبالغه و نه خیال ، نه کنایه نه به گفته ای سمبلیک هست ،بلکه به تناسب هستی خویش بر راستی او گریه میکند،همان گونه که بر راستی خدا ،خدا را ستایش می کنند.. نه برای شهادت ،فداکاری و ستم بیدادی که بر او روا شده است .

بنا بر روایات متعدد همه موجودات بخاطر نوعی شناخت در پرتوی شعور ودر شان مقام او که ناشناخته است گریه می کند

کران تا کران آسمان و آنچه در آنها است و به جای جای زمین و انچه بروی آن است همه و همه برای او گریستند .

یا حسین

-- همه هستیم حسینه می مستیم حسینه .....

۱۲۸

+ نوشته شده توسط محب در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 7:10 |
سلام. می خواستم  این وبلاگ را با یکی از شعر های علامه طباطبایی (ره ) شروع می کنم  که می فرماید :


من خس بی سر و پایم که به سیل افتادم   او که می رفت مرا هم به دل دریا بود

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت       از سمک تا به سمایش کشش لیلا بود




 

+ نوشته شده توسط محب در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 6:26 |
سلام . اول از همه می خواستم خودمو معرفی کنم .. محسن هستم ۲۱ ساله در یکی از کشورهای اسیا شرقی در حال تحصیل آی تی ) سال آخر .. الان یک سئوال پیش میاد که چرا بلاگفا درست کردم نه یک سایت مجزا  .... دلایل خیلی زیادی دارد که بعدا عرض می کنم

 

دل من در پی یک واژه بی خاتمه بود ...... اولین واژه که آمد به نظر فاطمه بود

+ نوشته شده توسط محب در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 و ساعت 5:59 |